تبلیغات
تبلیغات
+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: برنج

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    1
    عنوان کاربر
    مدیر کل سایت
    میانگین پست در روز
    0.26
    محل سکونت
    www.keshawarzi.ir
    سن
    25
    نوشته ها
    267
    پسندیده
    141
    مورد پسند : 21 بار در 15 پست

    Post برنج

    تاریخچه:
    بقایای فوسیل پیشین شالی در شرق چین توسط علما وباستان شناسان جمع آوری شده و تاریخ زرع آنرا(3000 ) سال قبل از میلاد تخمین نموده است . بعضی ها نظریه میدهند که شالی ابتدا در نواحی جنوب هند پیدا و اهسته اهسته به طرف چین انتقال داده شده است . در زمان های قدیم شالی را بحیث یک گیاه مقدس در مراسم مزهبی و روز های تولد ، عروسی و تشیع جنازه بکار میبردند و این نمایانگر ارتباط زنده گی اجتماعی بشر در جهان بود.
    دراروپا درکشورهای ایتالیا،هسپانیه،فرانسه،یو نان،یوگوسلاویا وبلغاریا از قرن 15 به این طرف کشت این نبات رواج یافته است. این طورمعلوم میشود که شالی ازهندوچین به دیگرکشورها معرفی گردیده است. طوریکه معلوم است در صفحات شمال مملکت وسعت اراضی شالی دیده میشود که تقریبا 40 فیصد مجموع نباتات کشور را تشکیل میدهد . برنج یکی از مهمترین غداهای افغانی می باشد که در بین غلات حایز درجه دوم را دارا بوده و تقریبا بیش از یک میلیون جریب زمین سالانه تحت بدز این نبات قرار می گیرد و متأسفانه اوسط حاصل فی جریب آن 45-55 سیر بوده که خیلی ناچیز است . با سعی و کوشش افراد فنی و همکاری وزارت زراعت ، مالداری و مواد غذایی می توان این نقیصه را رفع نمود و حاصلات فی جریب را بلند برد .



    ________________________________________
    مشخصات گیاه برنج

    ساقه برنج راست ، استوانه*ای و جز در قسمتی که گره*ها وجود دارند تو خالی است. ارتفاع ساقه به 60 تا 200 سانتیمتر می*رسد. برنج علاوه بر ساقه اصلی ، 4 تا 5 ساقه فرعی دارد. برگهای برنج به صورت متناوب در دو ردیف در دو طرف ساقه قرار گرفته*اند. برگ برنج دارای غلاف ، پهنک ، زبانک و گوشوارک است. همچنین برنج مانند گندم ، دارای گل آذین خوشه*ای می*باشد که دانه*ها در آن قرار می*گیرند.

    برخلاف سنبلچه*های گندم و جو و ذرت که فشرده و نزدیک به هم هستند، سنبلچه*های برنج به صورت غیر فشرده روی محورهای اصلی و فرعی گل آذین قرار می*گیرد. میوه برنج دارای غلافی سفید رنگ ، قهوه*ای ، کهربایی ، قرمز یا بنفش است که این میوه را به همراه غلاف آن ، شلتوک می*نامند. برای قابل استفاده شدن برنج برای انسان ، باید شلتوک را پوست کنند، یعنی غلاف را از دانه جدا نمایند.

    کشت برنج

    کشت برنج در نقاط مختلف

    شواهد نشان می*دهند که تقریبا 4000 سال قبل از میلاد ، در کشورهای هند و چین ، کشت برنج متداول بوده است. پس از گندم ، برنج دومین غله مهم در دنیا به حساب می*آید. نزدیک به 90 درصد سطح زیر کشت و تولید برنج متعلق به کشورهای خاور دور می*باشد. بیش از نصف محصول برنج هم در دو کشور هند و چین تولید می*شود. بطور کلی ، کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری برمه ، تایلند ، ویتنام ، لائوس ، اندونزی ، فیلیپین ، پاکستان ، هند ، آمریکا ، ژاپن ، ایتالیا ، مصر ، چین ، برزیل ، کوبا ، مکزیک و استرالیا از تولید کنندگان برنج به شمار می*آیند.





    کشت برنج در ایران

    کشت برنج در ایران در نواحی شمالی بویژه رودسر و استان خوزستان تاریخچه طولانی دارد. شواهد نشان می*دهد که این محصول در این ناحیه قرنها پیش از میلاد مسیح و در زمان هخامنشیان رواج داشته است. البته امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعیت ایران ، تولید داخلی برنج پاسخگوی نیاز مردم نیست و به همین دلیل ، مقادیر قابل توجهی از این محصول از خارج وارد می*شود.

    انواع برنج

    برنجهای یک ساله در شرایط مساعد آب و هوایی قادرند رشد مجدد خود را پس از برداشت محصول اول ، ‎آغاز نمایند و محصول دوم و گاهی حتی تا چند سری ، محصول تولید کنند. برنجهای وحشی یک ساله در نقاط مرتفع یا باتلاقهای غیر دائمی کم عمق رشد می*کنند. برنجهای یک ساله کلا نسبت به کم آبی مقاوم*ترند. برنجهای وحشی چند ساله اغلب در مناطق پست و باتلاقهای دائمی کشت می*شوند.

    شرایط مناسب برای کشت برنج
    • دما: میانگین دمای مورد نیاز برنج هنگام رشد باید بین 20 تا 37 درجه سانتیگراد باشد. پایین بودن دما در اوایل فصل زراعی یا آبیاری مزرعه با آب سرد سبب می*شود که زمان رسیدن دانه*ها به تأخیر افتد. بالا بودن دما هم موجب کاهش تعداد سنبلچه*های بارور و وزن دانه*ها می*شود.
    • نور: نور هم یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه است. شدت نور در اوایل فصل زراعی شاید عامل محدود کننده*ای برای رشد برنج به حساب آید. اما با نزدیک شدن به پایان فصل زراعی ، بویژه موقع تشکیل خوشه ، رقابت برای جذب نور بین بوته*ها افزایش می*یابد.
    • رطوبت: مناسب*ترین میزان رطوبت برای گلدهی گیاه برنج ، 70 تا 80 درصد است. رطوبت کمتر از 40 درصد ، عامل بازدارنده*ای برای گلدهی گیاه به شمار می*رود. وزش باد و ریزش باران و تگرگ ، در زمان گلدهی زیانبار است. همچنین بارندگی موقع برداشت محصول هم عملیات مربوط به خشک شدن محصول را به تأخیر می*اندازد. برنج ، کلا گیاه آب دوستی به شمار می*رود، ولی آبزی نیست. چون ریشه گیاهان آبزی قادر نیست که تارهای کشنده و ریشه*های فرعی تولید کند. در حالی که ریشه برنج هم تار کشنده و هم ریشه فرعی دارد.
    • آب: آب مورد نیاز برنج از سایر غلات بیشتر است. هشتاد درصد آب مورد نیاز محصول برنج تولید شده در جهان بویژه در نقاط استوایی ، از آب باران تأمین می*گردد. 20 درصد باقی مانده را از آب رودخانه و آب چاه تأمین می*نمایند. نتایج بدست آمده نشان داده که اگر دمای آب کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد، زمان رسیدن دانه به تأخیر می*افتد. اگر هم از 30 درجه بیشتر باشد، گسترش ریشه و میزان عملکرد گیاه برنج به دلیل محدود بودن اکسیژن موجود در آب ، کم می*شود و بازدهی گیاه کاهش می*یابد.
    • خاک: برنج در خاکهای مختلف ، از فقیر تا غنی که تنها آب مورد نیاز گیاه تأمین باشد به عمل می*آید. البته مقدار آب مصرفی در خاکهای سبک بیش از خاکهای سنگین است. مناسب*ترین خاک برای کشت برنج ، خاک رسی با لایه غیر قابل نفوذ در عمق 50 تا 150 سانتیمتری و همراه با مقدار زیادی مواد آلی است. برنج اصولا نسبت به شوری خاک و شوری آب مقاوم است. در صورتی که آب کافی برای شستشوی نمک خاک وجود داشته باشد، می*توان از برنج برای اصلاح خاکهای شور استفاده نمود.






    کشت برنج
    • روش مستقیم: بذر را مستقیما داخل خاک آماده می*کارند.
    • روش نشاء: بذر خیس شده را داخل زمین مخصوصی به نام خزانه می*کارند و سپس ، بوته یا نشای بدست آمده را به زمین اصلی مزرعه منتقل می*نمایند.
    کود مورد نیاز برنج

    برنج ، همچون دیگر غلات نسبت به نیتروژن واکنش خوبی از خود نشان می*دهد. همچنین نیتروژن را به صورت آمونیوم و نیترات جذب می*کند. از طرف دیگر ، کودهای فسفردار ، رشد ریشه و مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و کودهای پتاسیم*دار ، انتقال مواد فتوسنتزی از برگ به اعضای دیگر گیاه بویژه دانه ، و نیز استقامت بوته*ها را افزایش می*دهند.

    بیماریها و آفات برنج

    بلاست ساقه برنج

    این بیماری را قارچی به نام Pyricularia oryzae ایجاد می*کند. یکی از مخرب*ترین بیماریهای گیاه برنج است که با خشکاندن، شکستن و خواباندن ساقه قادر است میزان تولید برنج را به میزان چشمگیری کاهش دهد. سمپاشی مزرعه با سولفات مس و ترکیبات آلی جیوه در کنترل این بیماری تا حدی مؤثرند.

    پوسیدگی طوقه برنج

    این بیماری که به ژیگانتیسم هم معروف است، بوسیله قارچ Gibberia fugikuria ایجاد می*شود که این قارچ ، سبب رشد فوق*العاده ساقه و نازک شدن آن و در نهایت مرگ بوته برنج می*شود. دمای بیش از 20 درجه سانتیگراد بویژه در لایه بالایی خاک می*تواند شرایط مساعد برای فعالیت این قارچ را فراهم نماید. ضد عفونی نمودن بذر با اگروزان می*تواند خسارت ناشی از این قارچ را کاهش دهد.

    برداشت محصول

    زمان برداشت با توجه به دما معمولا از ماههای مرداد و شهریور شروع شده و تا اواخر آبان یا اوایل آذر ادامه می*یابد. هنگام برداشت محصول ، باید 80 درصد دانه*های غلافدار (شلتوک) واقع در بخش بالایی خوشه و برگها زرد شده و دانه*ها سخت شده باشند. دانه*ها معمولا یک تا دو هفته از آغاز زرد شدن برگها سخت می*شوند. البته درصد رطوبت شلتوک هم معیاری برای برداشت محسوب می*شود. میزان رطوبت شلتوک باید بین 20 تا 35 درصد باشد. در برخی کشورها از جمله ایران ، برداشت محصول را با استفاده از داس انجام می*دهند. خوشه*های بریده را دسته دسته می*کنند و می*گذارند تا خشک شود. پس از خشک شدن، برنج برای مراحل دیگر آماده است.






    خواص برنج

    بیرونی*ترین لایه برنج پریکارپ نام دارد که بسیار سخت و شفاف است. پوست دانه زیر این بخش قرار گرفته که از لحاظ پروتئین و چربی غنی ، ولی از نظر نشاسته*ای فقیر است. پس از پوست ، لایه آلورن هست که جزء آندوسپرم می*باشد. بنابراین ضمن عمل پوست کنی ، بخش عمده*ای از مواد مغذی برنج از دست می*رود. اکثر مردم آسیا از برنج تغذیه می*کنند. این ماده غذایی کامل نیست، چون میزان پروتئین و اسید آمینه آن خیلی کم است. برنج گلوتن ندارد، پروتئین عمده آن اوریزنین (oryzenin ) می*باشد.

    ترکیب اصلی برنج ، نشاسته است که عمدتا در آندوسپرم قرار گرفته است. برنجهایی که آمیلو پکتینبیشتری دارند لعاب بیشتری داده و انبساط آنها موقع پخت کم است. برنج را پس از جوشاندن و دم کردن، همراه با گوشت ، ماهی و انواع سبزی میل می*کنند. در تهیه نشاسته ، شیرینی هم از آن استفاده می*شود. البته در کشورهایی که انحصارا از برنج به عنوان غلات خود استفاده می*کنند، بیماریهای مختلف سوء تغذیه از جمله بری بری ، کاهش رشد افراد ، کاهش توان نیروی کار دیده می*شود. برنج را باید همراه با سایر غلات مصرف نمود. چون مصرف آن به تنهایی تمام نیازهای غذایی بدن را بر آورده نمی*سازد.
    برنج


    برنج یکی از گیاهان مخصوص کاشت در نواحی مرطوب استوایی و مناطق نسبتا“ گرم و معتدل است و در مناطقی که بارندگی سالیانه حدود ۱۰۰۰ میلیمتر است ، بخوبی از خودسازگاری نشان داده ومحصول مناسبی از نظر کمیت و کیفیت تولید میکند .

    از نظر عرض جغرافیایی در بیشتر نقاط دنیا ، از استوا تا ۴۵ درجه شمالی و تا ۴۵ درجه جنوبی رشد میکند . ارتفاع از سطح دریا ، تاثیر چندانی بر رشد برنج ندارد . در هندوستان این گیاه تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری و در ایران از سطح دریا تا ارتفاع ۱۴۰۰ متری کشت و رشد میکند لیکن اکثر مناطق کشت برنج در ارتفاع کمتر از ۶۰۰ متری واقع شده اند .
    برنج گیاهی است که دارای تنوع ژنتیکی و توان سازگاری بالایی است واریته های برنج محلی در ایران از لحاظ طول و اندازه ، دوران رشد و سایر خصوصیات بصورت زیرطبقه بندی میشوند :

    ۱) برنجهای گروه صدری

    از مرغوبترین برنجهای محلی هستند . این گروه دارای شلتوک بلند و باریک بوده و دانه های نسبتا“ بلندی دارند ، طول دانه بیش از ۷ میلیمتر است دوران رشد این گروه از ۱۵۰ تا ۱۶۰ روز متغیر بوده و در مقابل آفات و بیماریها و ورس بسیار حساس می باشند مقاومت این برنجها نسبت به کم آبی پایین بوده و عملکرد شان نسبت به انواع دیگر کمتر است .

    ۲) برنجهای گروه چمپ

    این گروه دارای انواع زودرس و دیررس میباشند . طول دوره رشد برنجهای این گروه از ۱۲۰ تا ۱۳۰ روز و طول دانه بین ۵ تا ۷ میلیمتر متغیر است ، که در انواع زودرس طول دانه بیشتر است سازگاری برنجهای گروه چمپ در مقابل آفات و بیماریها و کم آبی نسبت به گروه صدری بیشتر است .

    ۳) برنجهای گروه گرده

    این گروه عملکرد بیشتری نسبت به صدری و چمپ داشته ولی ارزش تجارتی و خصوصیات پخت و طعم کمتری دارد . ارقام گرده دارای مقاومت زیادی در برابر آفات و کم آبی میباشند .

    متخصصان و پژوهشگران اصلاح نبات برنج کشور ،سالهای نسبتا“ زیادی است که برای تهیه ارقام جدید برنج که از کمیت وکیفیت خوبی برخوردار بوده و همچنین در برابر حمله آفات و بیماریهای مختلف قارچی مقاومت کافی داشته باشند و در برابر و رس و سرما نیز کاملا“ مقاوم باشند ، فعالیت دارد که ، در نتیجه واریته های اصلاح شده ای تهیه گردیده اند ، که در طبقه بندی دیررس و میان رس و زودرس جای میگیرند .

    اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی رشت واقع در موسسه تحقیقات برنج کشور در استان گیلان با مشخصات عرض جغرافیایی ۱۲/۳۷ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۳۸/۴۹ درجه شرقی و ارتفاع ۷/۳۶ متر از سطح متوسط دریا ومیزان متوسط بارندگی سالیانه ۱۴۰۰ میلیمتر ، شرایط اقلیمی موثر بر سه واریته خزر و سپید رود و بینام اصلاح شده را تحت بررسی ومطالعه قرار داده است :

    واریته خزر با عملکرد ۷۸۰۰ تن شلتوک برنج در هکتار در طبقه دیررس قرار گرفته است . این واریته دارای بوته های بلند بوده و در مقابل آفات و بیماریها مقاومت بیشتری دارد ، اگر چه کیفیت پخت آن نسبت به واریته های گروه صدری پایین میباشد .

    واریته سپید رود نیز با عملکرد حدود ۵ تن شلتوک برنج در هکتار جزو ارقام اصلاح شده است که در طبقه بندی دیررس قرار گرفته است از نظر کیفیت پخت و ارزش غذایی پایین بوده ولی در مقابل آفات و بیماریها دارای مقاومت مناسبی است .

    واریته بینام جز ارقام میان رس است . این واریته در مقایسه با خزر و سپید رود در مقابل آفات و بیماریها مقاومت کمتری دارد ولی کیفیت پخت و ارزش غذایی آن بیشتر میباشد .

    از ارقام زودرس به واریته حسنی می توان اشاره کرد .

    شرایط اقلیمی مناسب برای کشت برنج:

    مهمترین مسئله در زندگی برنج گرما است ، زیرا برنج بیشتر از سایر غلات به حرارت نیازمند است ، بطوریکه در طول دوره زندگی به حدود ۴۰۰۰ کالری گرما نیازمند است ( ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ درجه روز ) متوسط دمای مورد نیاز برنج حدود ۳۳ درجه سانتیگراد است . که این عدد در مورد ارقام زودرس کمتر ودر مورد ارقام دیررس بیشتر است .هر گاه متوسط دمای محیط از ۴۰ درجه سانتیگراد تجاوز کند ، باعث اختلال دررشد ریشه گیاه میشود .

    مراحل مختلف فنولوژیکی رشد برنج در ارتباط با عوامل اقلیمی:

    ۱) مرحله جوانه زدن

    حداقل دما برای جوانه زدن واریته های مختلف برنج متفاوت است . اپتیمم دما برای جوانه زدن بذر ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد میباشد . حداقل دما برای جوانه زدن بذر ۱۲ درجه سانتیگراد است .( مرحله جوانه زدن تا سه برگی شدن در زیر پلاستیک و در شرایط کنترل شده میباشد ) . زمان انتقال نشاء به زمین اصلی از مهمترین فاکتورهای حیاتی برنج بشمار می آید ، زیرا پس از انتقال نشاء به زمین اصلی ، گیاه جوان نسبت به سرمای دیررس بهاره ( سرمایی که دمای حداقل محیط کشت را به کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد ( صفر بیولوژیک برنج ) برساند ) حساس است در بررسیهای انجام شده در اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی ر شت ، زمان مناسب برای انتقال نشاء به زمین اصلی با احتمال ۷۵% برای منطقه رشت تاریخ ۱۹ اردیبهشت برآورد شده است . تعیین این زمان در سایر نقاط بر نج خیز استان که دارای اطلاعات مورد نیاز باشند ، در دست مطالعه می باشد تا به کشاورزان عزیز جهت کاهش خسارات ناشی از سرمازدگی و واکاری کمک نماید .

    ۲) مرحله پنجه زدن

    این مرحله در صورت وجود شرایط مناسب ، ۱۶ تا ۲۲ روز پس از انتقال به درون زمین اصلی صورت میگیرد . در این مرحله ، دمای آب پای بوته ، در پنجه زنی بسیار موثر است . بطوریکه اپتیمم دما برای مرحله پنجه زنی ۳۲ درجه سانتیگراد بوده و در کمتر از ۱۹ درجه عمل پنجه زنی کاملا“ متوقف میشود .دوران پنجه زنی با توجه به حساسیت نوع برنج در برابر دما و مدت تابش آفتاب ۳۰ تا ۵۰ روز است و نخستین ساقه ها در پایان این دوره ظاهر میگردند .

    ۳) رشد ساقه

    رشد ساقه تا اندازه زیادی به عوامل جوی و عمق آب پای بوته و مواد غذایی در دسترس بستگی دارد . بهترین دما برای رشد ساقه ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد بوده و دماهای بالاتر از ۴۰ درجه سانتیگراد وکمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد ، سبب تاخیر یا توقف در رشد ساقه میشود . دمای ۱۵ تا ۱۸ درجه طی مرحله طویل شدن میان گره ، از طول ساقه میکاهد . که ممکن است باعث گردد تا خوشه کاملا“ از غلاف برگ خارج نشده و در نتیجه قسمتهای خارج نشده اکثرا“پوک و بسختی خرمن میشوند حرارت زیاد آب ( حدود ۳۵ تا ۳۷ درجه سانتیگراد ) سبب کوتاهی ساقه وخوشه میشود .

    ۴) تشکیل خوشه

    برنج در مرحله تشکیل جوانه اولیه خوشه به آسانی تحت تاثیر دماهای پایین قرار میگیرد . استقرار دمای پایین میتواند از تشکیل خوشه جلوگیری و سبب کاهش عملکرد گیاه شود . حرارت پایین آب پای بوته ( ۱۳ تا ۲۱ درجه سانتیگراد ) طی مراحل افتراق خوشه و تکامل آن ممکن است منجر به تغییرات فیزیولوژیکی و مرفولوژیکی در گیاه برنج گردد از جمله تقلیل دانه در خوشه و بالا بودن درصد پوکی *، وجود دانه های گرده ناقص و ناتوانی دانه گرده در جوانه زدن بر روی کلاله و ……

    ۵) ظهور خوشه

    در این مرحله برنج در برابر دمای هوا و آب پای بوته و نیز عمقی که آب کشتزار را می پوشاند ، بسیار حساس است . بهترین دما برای ظهور خوشه ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد است و در دمای کمتر از ۲۰ درجه سانتیگراد از رشد طبیعی گیاه جلوگیری میشود . حرارت کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد سبب پژمرده شدن و خشک شدن برگهای تحتانی گیاه و در هنگام پیدایش خوشه سبب تغییر شکل سنبلکها میگردد با آغاز مرحله تشکیل خوشه نیاز آبی گیاه به حداکثر میرسد .

    ۶) گل دادن

    این مرحله با توجه به باروری گیاه و دگرگونی عوامل جوی ، معمولا“ ۲ تا ۳ ماه پس از کشت آغاز میشود بازشدن نخستین گلها بیشتر وابسته به دمای آب و هوا است . برای گل دادن این گیاه دمای هوا معمولا“ باید بیشتر از ۲۰ درجه سانتیگراد باشد . بهترین دما برای این مرحله ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد است . در کتابهای مرجع اشاره شده است که عمل لقاح در کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد صورت نمیگیرد و چنانچه در این مرحله و یا در دانه بستن ، دمای هوا و آب به کمتر از ۱۵ درجه برسد ، بسیاری از گلها تلقیح نشده و دانه نخواهد بست و دانه های تشکیل شده نیز چروک خورده و نامرغوب خواهدشد . ولی در بررسیهای انجام یافته در اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی رشت بر روی ارقام در دست مطالعه ، مشخص شده است که در ارقام سپید رود و بینام و خزر دمای کمتر از ۱۷ درجه سانتیگراد نیز تاثیر نامطلوبی بر عمل تلقیح دارد . بارندگی در این مرحله موجب عدم لقاح و پوکی دانه میشود و در صورت تداوم بارندگی خسارت وارده تا ۷۰% عملکرد محصول را شامل میشود .

    ۷) دانه بستن و رسیدن دانه

    مرحله پر شدن دانه و رسیدن آن نیاز به دمای بیش از ۲۰ درجه سانتیگراد دارد . بهترین دما برای رسیدن دانه بیشتر انواع برنج ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد است .میزان دمای آب پای بوته مورد نیاز برای این مرحله ۲۳ تا ۲۵ درجه سانتیگراد است وکاهش دما به کمتر از ۱۷ درجه سانتیگراد در این مرحله سبب میشود تا درصد بزرگی از دانه ها پر نشده و مقدار محصول کاهش یابد .

    هوای سرد و بارانی در مرحله رسیدن محصول برنج ، مانع عملیات برداشت آن شده و سبب میشود که بوته های برنج بخوابد و به گلها بچسبد که در نتیجه دانه ها ریزش کرده و یا رنگ برنج تغییر میکند ، که عملا“ باعث ایجاد خسارت میشود .

    بررسیهای انجام یافته در اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی رشت نشان می دهد که تاریخ شروع بارشهای سنگین در آخر فصل زراعی برنج ، ۲۰ شهریور ماه است . حال با توجه به دو فاکتور محدود کننده ( سرمای دیررس بهاره و بارشهای سنگین آخر فصل زراعی ) زمان مناسب برای کشت برنج بطوریکه به این دو عامل برخورد نکند ، ۱۲۵ روز است بنابراین در منطقه رشت و نقاط هم اقلیم مشابه ، کشت ارقامی که طول دوره رشد آنان بیش از زمان بطول انجامد با مشکلات ناشی از شرایط نامساعد جوی برخورد خواهد نمود .


    مهمترین علفهای هرز در شالیزارهای برنج:

    این علفها شامل سوروف ، اویار سلام ، قاشق واش ، تیر کمان آبی ، بندواش ، سل واش و …….. میباشند که هزینه مبارزه با این علفها بخش اعظمی از اقتصاد کشاورزی برنج را شامل میگردد .

    مهمترین آفات برنج در ایران:

    از مهمترین آفات برنج که سالیانه خسارات هنگفتی را بر جای می گذارد کرم ساقه برنج ( Chilo Suppressalis ) می باشد . این آفت ، حشره ای است که برای اولین بار در سال ۱۳۵۱ در مزارع تنکابن و رامسر طغیان کرد و در مدت کوتاهی با افزایش جمعیت و ایجاد خسارت اقتصادی شدید نظر همگان را جلب نمود .

    کرم ساقه خوار برنج که بعنوان یکی از خطرناکترین آفات برنج در دنیا بشمار می آید ، در زمستان بصورت لار و کامل در داخل ساقه های خشک برنج و یا علفهای هرز اطراف مزرعه بسر می برد و در حدود اوایل اردیبهشت ، هنگامیکه حداقل دمای هوا ، ۱۰ درجه سانتیگراد باشد ، شفیره ها در داخل ساقه های باقیمانده برنج سال قبل و یا علفهای هرز مزرعه ، در اطراف سوراخهای ایجاد شده توسط لاروها ، تشکیل میگردد .

    در حدود بیستم اردیبهشت ماه ، اولین پروانه ها ظاهر میشوند که در اواسط خرداد به حداکثر خود می رسند . عمر پروانه ها ، حداکثر یک هفته است و در این مدت بطور متوسط ۲۳۰ عدد تخم توسط هر پروانه گذرانده میشود . تفریخ تخمها در دمای حداقل ۱۰ تا ۱۲ درجه سانتیگراد بمدت ۵ تا ۱۱ روز بسته به دمای محیط انجام می گیرد . این کرم در طول سال ۲ تا ۳ نسل دارد و از زمان نشاء کاری تا هنگام برداشت برنج در مزارع فعالیت زیستی دارد . خسارات وارده طی نسلهای دوم و سوم بیشتر است .

    امروزه با کرم ساقه خوار برنج به سه طریق ، زراعی ، شیمیایی وبیولوژیک مبارزه میشود از راههای اساسی برای مبارزه با این *آفت ، ایجاد شبکه مراقبت و پیش آگاهی با استفاده از اطلاعات جوی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است ، در صورتیکه ثابت شده است ، مراحل سیکل دگردیسی این** آفت ، همبستگی بالایی را با دما و سایر پارامترهای جوی دارد .

    در مبارزه بیولوژیک ، از زنبور تریکو گراما برای پارازیته کردن تخم پروانه ساقه خوار برنج استفاده میشود که نحوه و زمان فعالیت این زنبور نیز تابعی از شرایط جوی بویژه دما می باشد .
    سایر آفات برنج شامل شب پره یک نقطه ای برنج ، سرخوطومی برنج ، زنجره برنج ، کرم برگخوار برنج ومگس خزانه برنج می باشند .

    مهمترین بیماریهای برنج:

    از مهمترین بیماریهای برنج ، به بلاست برنج ( Blast ) اشاره میگردد که معمولا“ بعلت انتشار وسیع و تاثیر مخربش در شرایط مناسب ، بیماری اصلی برنج بشمار می آید که به عملکرد محصول خسارت قابل توجهی وارد می سازد .
    علایم اولیه بیماری بلاست بستگی به شرایط اقلیمی دارد . در نواحی معتدل که دوران بارانهای ریز و یا بارندگی خفیف طولانی می باشد ، بلاست برنج در مرحله پنجه زدن شدید بوده و اغلب بوته ها می میرند .
    بررسیهای اولیه انجام شده در اداره تحقیقات هواشناسی کشاورزی رشت گویای این مطلب می باشد که چنانچه ۵ روز متوالی رطوبت نسبی هوا از ۷۰% بیشتر و دما بین ۲۵ تا ۳۵ درجه سانتیگراد و ابرناکی بیشتر از ۸/۶ باشد ، شرایط مساعدی برای طغیان این بیماری فراهم میگردد . بهترین متد مبارزه با این بیماری ایجاد سیستم پیش آگاهی است که نقش ادارات تحقیقات هواشناسی کشور در مناطق کشت این محصول در این سیستم کاملا“ شاخص است .

    ▪ سایر بیماریهای برنج شامل : لک قهوه ای برنج ، بیماری پوسیدگی طوقه ، بیماری سوختگی غلاف برگ ، بیماری پوسیدگی ساقه ، سیاهک برنج در درجات بعدی اهمیت می باشند.

    برنج های وحشی و اهلی شدن آن ها

    هیروکوموری شیما

    مؤسسه ملی زادشناسی، می سیما 411، ژاپن





    دوگونه برنج زراعی به نام های اوریزا ساتیوا ال. و اوریزا گلابریما استود وجود دارد. کشت اولی در مناطق گرمسیری و معتدل به طور وسیعی رواج دارد و دومی، بومی آفریقای غربی است. جنس اوریزا، علاوه بر این دوگونه ی زراعی، بیست گونه وحشی را نیز شامل می گردد. رده بندی این جنس ابتدا توسط روس شویس (1931)، شوالیه (1932)، و کاترجی( 1948) انجام گرفت. ولی نامگذاری گونه های وحشی همواره مورد بحث بوده است. تاتوکا(1963) بیست و دو گونه را از روی تعداد کروموزوم ها، علایم ژنوم و انتشار جغرافیایی آن ها مطابق جدول 1 برشمرد. اوبرپایه ویژگی های اساسی معینی این جنس را به شش گروه طوری تقسیم کرد که بعدا گروه کوآرک تاته به جنس جداگانه ای تغییر یافت(تاتوکا، 1964). گروه اوریزا ترکیبی از دو گونه زراعی و ده گونه وحشی قابل آمیزش با همدیگرند.

    کار اساسی تحلیل ژنوم توسط موریناگا و همکاران انجام گردید(1960، 1964) و توسط کاتایاما (1970)، واتاناب و اونو (1965، 1966، 1967، 1968)، لی (1964)، هو (1970) و بسیاری از محققین دیگر دنبال شد. نایار (1973) تجدید نظر جامعی درباره مطالعات زادشناختی یاخته ای آن به عمل آورد. فعالیت های اخیر عمدتا برای تعیین رابطه بین ژنوم های گوناگون با استفاده از آلوپلوییدهایی که به طور مصنوعی به دست آمده اند، جهت یافته است. به طور کلی علامت A که برای گونه های زراعی و خویشاوندان آن ها، و C به عنوان ژنوم های اصلی پذیرفته شدند، دارای آمیزش تصادفی اند.، و ژنوم های B، C و D ترکیب پذیری آن ها را باهم نشان می دهند.

    موریشیما و اوکا (1960) برای نمایش کمّی نمونه های متفاوت بین گونه ای، روش های تاکسونومی عددی را به کاربردند. عمل آن ها نشان داد که دوگونه زراعی ساتیوا و گلابریما و دوگونه وحشی پرنیس ( شامل روفی پوگون و بارتی ای که در جدول I ذکر شده است) و برویلی گولاتا دسته دارای ژنوم A و اوفی سینالیس و خویشاوندان آن( ژنوم های B ، C و D ) دسته دیگری را تشکیل می دهند. به نظر می رسد ، گونه های دیگر از دودسته بالا تفکیک شده باشند.

    طبقه بندی و نامگذاری گونه های وحشی باژنوم AA به دلیل تنوع زیادشان نا مأنوس است. دراین نوشته، نام او. پرنیس مونچ برای یک تاکسون وحشی با آمیزش تصادفی دارای زبانک بلند (برنج وحشی اولیه)، و نام او. برویلی گولاتا آ. شو. ات روهر، برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک مدور به کار رفت. اگر چه هردو نام از نقطه نظر تاکسونومی فاقد اعتبارند، به دلایلی که گفته خواهد شد، نویسنده این نام ها را به کار برده است.

    برنج وحشی ابتدایی به طور وسیعی در نواحی مرطوب گرمسیری انتشار یافت و به شکل های گوناگونی متمایز گردید. تا کنون برای این مخلوط گونه ها دوازده نام ثبت گردیده است. از میان این نام ها، او. روفی پوگون گریف، به عنوان نام قراردادی از نظر تاکسونومی در کشورهای آسیایی نیز مانند تاکسون های آمریکایی است (تاتوکا، 1964)، و او. لونجیس تامینا تا و آ. شو. ات روهر برای تاکسون آفریقایی این گروه نامیده شده است (کلایتون، 1968). از طرف دیگر، همان طور که بکر(1970) تأکید کرده بود، درک مفهوم گونه های زیستی برای زیست شناسان ضروری است. گونه را می توان به عنوان گروهی از جمعیت ها تعریف کرد که دارای استعداد بالقوه آمیزش با یک دیگرند و به طریق تولید مثلی از گروه های دیگر مجزّا می شوند ( مایر، 1942). مطابق معیار های بکر (1970) در مورد نظم زیستی، تاکنون تمامی مشاهدات و آزمایشاتی که توسط این نویسنده و همکارانش انجام گرفته، اشکال گوناگون برنج وحشی ابتدایی را نیز مانند برنج زراعی به صورتی که به یک گونه زیستی تعلق داشته باشد، مشخص کردند. ولی ما، بین تاکسون های وحشی و زراعی فرق گذاشتیم و نام های او. پرنیس مونچ و او. ساتیوا ال را به ترتیب برای تاکسون های وحشی و زراعی به کار بردیم. چون گونه های مرکبی که تحت پوشش او. پرنیس قرار دارند شامل همه اشکال جغرافیایی هستند، و هر تغییری در نامگذاری ممکن است باعث اشتباه خواننده ما گردد. به همین جهت، در این نوشته از نام او. پرنیس استفاده کردیم. پس از مطالعه تاکسومی عددی، این گونه های مرکب به چهار شکل جغرافیایی آسیایی، آفریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه تقسیم شدند ( موری شیما، 1969).


    کلایتون (1968) ثابت کرد که او. بارتی ای آ شو از نظر تاکسونومی نام صحیحی برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک کوتا است. ولی نویسنده به دلیل رواج عمومی این تاکسون از نام او. برولی گولاتا استفاده می کند و علاوه براین نام او. بارتی ای برای تاکسون وحشی آفریقایی با زبانک بلند (شکل آفریقایی او. پرنیس) به کار رفت.

    شکل آسیایی او. پرنیس تفاوتی را بین انواع یکساله و پایا نشان می دهد . با اینکه این تفاوتها پیوسته اند، نویسنده برای سهولت مطالعه آنها را به عنواع یکساله ، حدواسط و پایا طبقه بندی می کند. نوع یکساله شکل آسیایی توسط شارما و شستری (1965 ) به عنوان یک گونه جداگانه ای به نام او.نیوارا در نظر گرفته شد. نگ و همکاران (1981 ) تاکسون استرالیایی را به عنوان یک گونه منفک دیگری به نام او.مریدیونالیس معرفی کرد. نامگذاری این نویسنده و همکارانش را با نوشته های شانگ (1976)می توان مقایسه کرد.

    گونه یک واحد طبیعی منظمی است . هیچ گونه معیار دقیق و استواری برای تشخیص گونه ها وجود ندارد . روابط گونه ها را می توان با اصول متفاوتی بررسی نمود که عبارت است از :









    در کار مساۀل سیستماتیک باید بین مفاهیم فنتیک و فیلوژنتیک تمیز قایل شد از اولی ، وضع کنونی تکامل –

    ارگانیک تشخیص داده می شود ،در حالی که از دومی سلسله مراتب فیلوژنتیکی گروه معینی استنباط میگردد.




    دوگونه زراعی او. ساتیوا و او. گلابریما همان طور که شباهت اختصاصاتشان نشان می دهد، به ترتیب دارای رابطه نزدیکی با او. برویلی گولاتا هستند. اوریزا گلابریما و او. برویلی گولاتا فقط در آفریقا می رویند. در حالی که او.ساتیوا و او.پرینس در همه جا دیده می شوند . دو گونه اولی را با ویژگی های زبانک کوتاه تا نسبتآ گرد ،تعداد اندک انشعابات ثانوی خوشه ،مرگ پس از بلوغ (رسیدن)، و شکل های ظاهری دیگر ، از دو گونه دوٌمی می توان تشخیص داد. این دو سری پرینس- ساتیوا و برویلی گولاتا –گلا بریما دارای خواص عقیمی بین گونه ای و باروری درون گونه ای اند . بنابراین می توان این چهار گونه را به دو سری نژاد ی ساتیوا-پرینس و گلابریما – برویلی گولاتا تقسیم کرد. اما گونه های وحشی دیگر چنین خویشاوندی نزدیکی را با یک گونه زراعی نشان نداده اند .

    تا کنون گفته شد که او. پرینس به طور وسیعی در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری آسیا، آفریقا

    آمریکا و اقیانوسیه پراکنده است. با توجه به خواستگاه او. ساتیوا، ما با شواهد و مدارک نشان می دهیم که

    از سویه های آسیایی پرینس اشتقاق یافته اند ، یعنی ، بغیر از صفات اختصاصی شکل های وحشی وزراعی،

    همه آنها دارای ویژگی های مشابه ای اند (موری شیما و همکاران،1961) و همبوم نواحی گرمسیری آسیا

    هستند و اکثراّ دو رگهای طبیعی تولید می کنند و این نتایج دو رگه به سادگی می توانند تکثیر یابند. با توجه به همان شواهد مکانی که در بالا ذکر شد، می بینیم که گلابریما از برویلی گولاتا در غرب آفریقا مشتق شده است. این نظریه اولین بار توسط پورترز (1954) با استفاده از شباهتی که در خصوصیت آنها بود حدس زده شد . پس برای برنج زراعی دو مسیر تکاملی وجود دارد، یکی در آسیا و دیگری در آفریقا که نمودار آن در شکل 1 نمایش داده شده است. این دو سری بایستی دارای جد ابتدایی با خاستگاه دور باشند و ما شواهدی برای اثبات آن در اختیار نداریم .

    ما از مقایسه این دو سری ، شباهتها و تفاوتهایی را در می یابیم. در هر دو، گونه های زراعی از نوع وحشی دارای همان اختصاصات مشابه قابل تشخیص است. با جستجوی بیشتر، در هر دو سری، آرایش پیوسته حدَواسط های بین شکل های وحشی و زراعی شناخته شدند. تفاوتهای اصلی بین این دو سری، عبارت اند از :







    می توان پیشنهاد کرد که تفاوتهای معینی در مجموعه ژنی اجداد گونه های وحشی وجود دارد که منجر به پیدایش راههای گوناگون تکامل اشکال زراعی شده است.



    برنج زراعی نیز مانند سایر گیاهانی که کشت می گردند، با توجه به ضرورتی که در زندگی انسان دارند از برنج وحشی تمیز داده می شوند. از طرف دیگر، گیاهان وحشی با ریزش طبیعی دانۀ آن ها به علت داشتن دوره خواب بالا که جوانه زنی را تا پیدایش شرایط مساعد به تأخیر می اندازد، به طور خودرو تکثیر می یابند. اگرچه، استعداد تولید بذر یکی از تفاوت های مهم بین اشکال زراعی و وحشی است، انتخاب آگاهانه گیاهان سود مند، می توانست در یک مرحله ÷یش از تمدن وقوع یافته باشد.

    تفاوت مهم دیگر بین اشکال زراعی و وحشی در دستگاه تلقیح آن ها مشاهده می گردد( اوکا و موری شیما، 1967). گونه های زراعی اغلب خود گشن هستند، درحالی که اجدادوحشی شان به طور جزئی تا کاملا دگرگشن بودند. گل های گیاهان وحشی مکانیسم های گوناگونی دارند که برای دگر لقاحی مساعدند (شکل2) یعنی در آنها بساک ها و کلاله بزرگ و بارورند و زمان خروج دانه گرده تا پس از شکفتن گل به تآخیر می افتد . همه این ویژگی ها به آمیزش گیاهان با یگدیگر کمک می کنند. میزان اوت کراسینگ بر پایه های مختلف برای انواع پایای آسیایی 30-60 درصد و برای انواع یکساله آسیایی مانند او. برویلی گولاتا تا5-30 درصد تخمین زده می شود . به نظر می رسد شکل افریقایی او.پرنیس دارای غالبیت دگر گشنی با خود ناسازگاری جزۀی باشد(چو و همکاران،1969)

    بین شکل های زراعی و وحشی تعداد زیادی تا حد تداخلی وجود دارد . یکی از این تداخلی ها راکه بین انواع وحشی و زراعی در آسیایی و آفریقا کشف شده است ، مورد بررسی قرار می دهیم. حد تداخلی های بین پرنیس و ساتیوا در منطقه جیپور، ناحیه کوهستانی واقع در شرق استان اوریزای هند پیدا شدند .

    شکل2- گلهای او. پرنیس (A: بساک بزرگ و کلاله فشرده ) و او. ساتیوا (B: بساک کوچک و کلاله باز)

    وقتی که نوسازی مزارع این ناحیه رواج یافت، مردم محلی با تغیییر بهره برداری مزارع شان در اطراف دره ها، برنج کشت کردند. در این مزارع هر دو شکل زراعی و وحشی برنج از تنوع زیادی بر خوردار بودند (گونیداسوامی و همکاران ،1966) . اوکاوشانگ (1962) از این نواحی سویه هایی را برای مشاهده صفات و میزان سترونی مختلف F1 جمع آوری کردند و در یافتند که سویه های جیپوری، پل ارطباتی نوع پایای پرنیس با واریته های ساتیوا را تشکیل می دهند و به نظر می رسد که در اثر تحول تدریجی به به انواع زیر گونه هندی و ژاپنیتمایز یافته و اهلی شده اند. در غرب آفریقا برویلی گولاتا اغلب در مزارع غرقابی گلابریما رشد می کند و جمعیت های طبیعی برویلی گولاتا نیز شامل گیاهان شبۀ گلابریماست. گونه های دورگۀ بین این دوگونه اکثرا در دلتای نیجریه پیدایش یافتند که ممکن است، طبق پیشنهاد پورترز(1956) مرکز تنوّع سریال های برویلی گولاتا - گلابریما محسوب گردند. شکل 3 آرایش پیوستۀ تداخلی هایی را نشان می دهد که در آفریقا بین اشکال وحشی و زراعی شناخته شده اند.

    بنابراین، در هردو سری شکل های حد واسط بین وحشی و زراعی در نواحی که در آنجا تنوع زادشناسی انبوه شده است، کشف شدند. احتمالا همزیستی با اجداد وحشی و شرایط زراعی ابتدایی بایستی سبب فراهم آمدن چنین تنوع ژنتیکی شده باشد. هارلن (1963) این چنین مکان هایی را می تواند از نظر تکاملی فعّال باشد را ” مرکز کوچک “ می نامند. حتّی در صورتی که وجود شکل های حد واسط وحشی – زراعی بین این دوشکل، محصولات تداخلی زیاد باشند، نقش مهمی را در مرحلۀ بدوی اهلی شدن می توانستند بازی کنند.

    در اثر اهلی سازی، شرایط رویشی گیاه برنج بایستی به طور تدریجی گسترش یافته باشد. برای آزمایش عکس العمل بوته های برنج نسبت به شرایط رویشی، اوکا و شانگ(1964) مجموعه سویه هایی که از حالت وحشی به اشکال اصلاح شده تغییر می یابند را در سه شرایط مختلف نشاء کاری، وجین علف های هرز و کودپاشی مورد آزمایش قرار دادند. همان طوری که در شکل 4 نمایش داده می شود، از باز تاب این شرایط چنین برمی آید که توانایی سازش گیاهان زراعی در دورۀ تکاملی شان بایستی تدریجا تحقیق یافته باشد، در حالی که پیشرفت سریع آنها در اثر فشار زراعی جدید و تولید مثل رخ می دهد. می توان گفت که تکامل ژنوتیپ برنج و شرایط محیطی آن به موازات یکدیگر صورت گرفته اند.



    همان طور که شکل 5 نشان می دهد، مخلوط اوریزاپرنیس به طوروسیعی در نواحی گرم مرطوب انتشار یافته و به اشکال گوناگون متمایز گردیده است. این مؤلف گوناگونی ویژگی در سویه های پرنیس را که از کشور های مختلف جهان گردآوری شده اند، مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهد. روش تاکسونومی بر پایه 24 نشانویژگی (مورد شیما، 1969 ) نشان می دهد که این سویه ها به چهار گروه جغرافیایی آسیایی، آفریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه می توانند تقسیم شوند، و به نظر می رسد که آن ها در نمونۀ تجمع صفت فرق داشته باشند و این گروه ها در یک صفت منفردی اختلاف مشخصی را نشان ندهند. مطابق نقش فنتیکی، سویه های آسیایی آرایشی را از انواع پا یا به یکساله نشان دادند، در حالی که دسته های آمریکایی طی تغییر گونه ای در عرض جغرافیایی سویه ها، از کوبا تا حوزۀ رود آمازون انتشار یافتند. مطالعۀ اخیر دربارۀ تفاوت آیزوزیم در 24 جایگاه ژنی وجه مشخّصۀ این چهار گروه جغرافیایی را نیز نشان داد. به نظر رسید، سویه های اقیانوسیه از نظر تفاوت های ایزوزیمی فاصلۀ زادشناختی وسیع تری نسبت به دیگران داشته باشند.

    چهار گروه جغرافیایی بالا به وسیله اختلاف درجه عقیمی F1 و موانع تکاملی دیگری نظیر تولید مثل از یک دیگر مجزّا می گردند(چو و همکاران، 1969). شکل 6 روابط بین گروهی و درون گروهی از نظر میزان باروری دانۀ گرده F1 را نشان می دهد. تلفیق نتایج F1 تفکیک گروه های جغرافیایی را روشن تر می سازد. در میان این چهار گروه فقط شکل آسیایی با هردو نوع اوریزا ساتیوای ژاپنی و هندی که با عقیمی جزئی F1 از یک دیگر جدا شده اند، دورگۀ بارورتولید می کند.

    سویه های آسیایی به خوبی انواع آمریکایی شان رابطۀ پایا – یک ساله را نشان می دهند، درحالی که سویه های آفریقایی از نوع خیلی پایا با ریزوم توسعه یافته اند، و سویه های استرالیایی کاملا یک ساله هستند. به نظر رسید، سویه های اولی از هرجهت به نوع پایای آسیایی تعلق داشته اند، درحالی که سویه های دومّی دارای آلل های اندکی درجایگاه های ژنی چندین آیزوزیم مشترک با سویه های استرالیایی هستند که در اثر عقیمی F1 و ضعیفی آن تفکیک می گردند. مشاهده تنوع در دستگاه تولید مثلی این گروه گیاهی وابسته به بسیاری از ویژگی های دیگر مربوط به مکانیسم های سازگاری اند که بعدا بحث خواهد شد.

    در مطالعۀ تبارزایی، روشن کردن کامل گذشته بدون اطلاعات دیرین شناسی امکان پذیر نبود. نویسنده تلاش کرد تا روابط انشعابی( توالی انشعابی تبارزایی) سویه های پرنیس را از تفاوت های فنتیکی شان و براساس فرضیۀ آستانه تکاملی تخمین بزند(موری شیما، 1969). مطابق پیشنهاد شکل7، این گروه های جغرافیایی بایستی مستقل از یک دیگر، مراحل تکاملی را پیموده باشند. از قرار معلوم، گروه آسیایی شکل های پیشرفته گوناگونی را در تعداد زیادی از انشعابات متفاوت و باسرعت تکاملی نسبتا زیادی حایز بوده است. جداسازی توسط اقیانوس ها و تغییرات دستگاه تولید مثلی، ممکن است از عوامل بزرگ شرطی برای تمایز تبارزایی این گروۀ گیاهی باشند.





    زیستگاه های طبیعی اوریزا پرنیس و اوریزا برویلی گولاتا در نواحی گوناگونی ملاحظه می گردند. آن ها بدوا در نقاط باتلاقی نظیر نهرهای کنار جاده ها، جوی های آب، یا درون مرداب ها یافت شدند. در آسیا، انواع پایای اوریزا پرنیس در محل های آب عمیق کشف شدند، در حالی که انواع یکسالۀ آن در باتلاق های نواحی معتله که در فصل گرم، خشک می گردند، وجود دارند(شکل 8). بنابراین، هردونوع اساسا دگر بوم یا آلوپاتریک هستند. گاهی اوقات جمعیت های همبوم یا سیمپاتریک آن ها در کنار این دو نوع مشاهده می گردند(موری شیما، 1984). در آفریقا، گونه های یکساله( اوریزا برویلی گولاتا) با عرض جغرافیایی زیادتر و نواحی با فصل خشک طولانی و بارندگی اکثرا غیر قابل انتظار است، بیش تر از گونه های پایا( شکل آفریقایی اوریزا پرنیس) تمایل به انتشار دارند، می توان تصور کرد که در این توزیع آن ها به طور وسیعی هم دیگر را می پوشانند. گاهی اوقات( حدود 23% مکان ها) هر دوگونه در مرداب های با شرایط آبی مختلف به طور همبوم در حال رشد یافت شدند. آن ها با این که در این مکان ها در کنار یکدیگر می رویند، امّا تمایل به تفکیک زیستگاهی دارند و شاید هم دارای آشیانه های بوم شناختی متفاوتی در زیستگاه های همانند باشند.

    انسان به درجات گونا***، به ویژه در آسیا و غرب آفریقا موازنه زیستگاه های اجتماعات برنج وحشی را برهم زده است. این زیستگاه ها با نواحی گرمسیری آمریکا و استرالیا که در حالت طبیعی هستند، فرق دارد. می توان گفت، در مناطقی که برنج های زراعی از زمان های کهن در آن جا مراحل تکاملی را پیموده اند، در حال حاضر اجتماعات برنج وحشی به صورت زیستگاه های آشفته در آن جا وجود دارد. مشاهدۀ گونه های گیاهی همزیست با برنج وحشی آشکار ساخت که برنج وحشی یکساله تمایل به ارتباط با علف های هرز یکساله و برنج وحشی پایا میل به همزیستی با علف های پایا دارد( اوکا و همکاران، 1978 و موری شیما، 1980). روابط نسبی گونه های یکساله با پایا در حالت بدوی می توانست درجه آشفتگی زیستگاهی یا مرحله توالی ثانوی و رژیم شرایط آبی را نشان دهد. در زیستگاه هایی که آشفتگی آن ها غیر قابل پیشگویی است، نوع یا گونه های یکساله رویش مقت دارند، در حالی که در یک زیستگاه پایدار نوع یا گونه های پایا ایستادگی می کنند.

    زیستگاه های طبیعی برنج وحشی در نواحی گرمسیری آسیا، اکنون به علت نوسازی سازگان های کشاورزی و رشد سریع تمدن، در معرض نابودی قرار دارند. در دهه های اخیر مشاهده شد که بسیاری از جمعیتهای آنها در حومۀ شهرها رو به نابودی گذاشته اند. حتی در نواحی روستایی، واقعا جمعیتهای وحشی به ندرت یافت می شدند، و بیشترین آنها با اخذ ژنهای برنج زراعی اطراف خود به صورت گیاۀ هرز در آمده اند. تا سال 1920 به علت وجود برنج های وحشی در جزیرۀ تایوان از لحاظ زیست محیطی مناسب نبود، ولی جمعیت های وحشی به تدریج کاهش یافته و با رویش جمعیتهای بعدی در سال 1977 در تااویان رو به فنا گذاشتند. تصور می شود، علت این انقراض، تغییر کنترل آب و آلودگی آن در اثر به کار بردن کودهای شیمیایی و دورگ سازی طبیعی با برنج زراعی باشد (کیانگ و همکاران، 1979 ). کاهش تنوع ژنتیکی که « فرسایش ژنتیکی » نامیده می شود، در برنج وحشی نیز همانند کولیتوارهای اولیه با سرعت وقوع می یابد.



    اوریزا پرینس را می توان ماهیتا به عنوان یک گیاه علفی پایایی که در باتلاق ها می روید دانست. اگر چه امکان دارد، در نواحی گرمسیری مرطوب که نزدیک به نیمی از سال دارای آب وهوای خشک است، انتشار داشته باشد. باتلاق های کم عمق نواحی معتدل در فصل خشک سال برای رشد گیاهان زیاد از حد خشک می شوند. در چنین شرایطی، تکثیر اندام رویش بیشتر مورد توجّه است، زیرا گیاهان با هدف پتانسیل تولید مثلی بیشتر و تحمل انواع گوناگون تنش ها مانند قرار گرفتن در معرض مردگی مستقل از تراکم، انتخاب می گردند.

    برعکس، اگر زیستگاه در طول سال مرطوب باقی بماند، تکثیر اندام های رویشی با صرفه تر خواهد بود. چنین گیاهانی از روی قدرت تکثیر رویشی از جمله تشکیل ریزوم انتخاب می شوند و در شرایط مردگی وابسته به تراکم قرار می گیرند. ارزش زیاد پایایی می تواند از راه چنین انتخابی حاصل گردیده باشد. اگر از شرایط زیست محیطی ناگوار غیر قابل پیش بینی چشم پوشی نماییم، ذخیرۀ منابع درون خاک به چیرگی مراحل پشت سر هم توالی ثانوی کمک می کند......


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید